
سلام دوستاي گلم ، حالتون چطوره ، امروز تولد 30 سالگي منه!!! ديگه از عدد 2 توي سنم خبري نيست، يك حس عجيبيه ، نميدونم چطور بيانش كنم، نميدونم از اين 30 سال استفاده كردم يا نه؟!! آيا به سمت پيري دارم ميرم يا اينكه اول جونيه !!
از ديروز آماج تبريك و كادو بود كه به سمتم روانه شد.
اولين تبريك و كادو رو دوست گلم هانيه بهم گفت و داد. صبح كه رسيدم شركت هانيه رو ديدم با يك پاكت بزرگ داره ميره تو آسانسور، روش هم يك نامه بود كه ميخواستم تصويرش رو بذارم اما بلد نبودم !!!!!!!! حسابي قافلگيرم كرد، يك كيف و كفش LV برام خريده بود كه خيلي خوشگل بود، خيلي دوستش دارم ، شب هم كه مامان و باباو همسري و بقيه ديدن خيلي خوششون آمد. دستش درد نكنه خيلي خودشو به زحمت و دردسر انداخته بود ، به قول خودش " انشاالله تو شاديهاتون جبران كنيم " .
بعد از آن مصي SMS زد ، زهرا ، هانيه دوست ديگم ، بتي ، مريم و سميرا زنگ زدن و تولدم رو تبريك گفتن . و من هم خوشحال از اينكه دوستاي خوبي دارم.
شب كه بعداز دياليز بابا به خونه آنها رفتيم ، برام تولد گرفتن، بابا ومامان پول دادن ، داداشي و همسرش يك شكلات خوري و آجيل خوري از اين سفيدا كه جديد آمده آوردن، همسري هم يك پالتو خوشگل برام خريد. حسابي كادو گرفتم و ذوق كردم ( خجالت نميكشه با 30 سال سنش !!!! )
امروز هم مهري و سحر بهم تبريك گفتن.
خدارو شكر ، امسال تولدم خيلي دلم نگرفت، مثل سالهاي ديگه كه هميشه روز تولدم دلم گريه ميخواست نبود. به قول يكي از دوستام ميگه دهه سوم زندگي خيلي خوب و جذابه ، من اين حرفشو يك سيگنال مثبت ميگيرم و اميدوارم كه همينطور باشه .
ببخشيد كه سرتون رو درد آوردم ، و پستم طولاني شد. ممنون كه حوصله كردين.
